چه زود فراموش مي شوم
انگار سال هاست كه مرده ام
انگار از اول اصلاً نبوده ام
اما هنوز ذهن زخمي ام
ياد تو را نشانه مي رود .
----------------------------------------
كاش قلبم اسباب بازيت نبود ، تا اينقدر نمي شكست ...
----------------------------------------
خوش به حال تو كه تنها نيستي ...
----------------------------------------
قلبم بازيچه ي زنگ هاي تفريحت بود ؛
تا اين كه رفتي يه مدرسه ديگه ، ولي تازه به آزارت عادت كرده بودم ، حداقل من و با خودت مي بردي .
حتي اگه وقت شكستن قلبم و نداشتي ، بازم من و با خودت مي بردي ، قول مي دادم فقط يه گوشه بشينم و نگات كنم ...
----------------------------------------
فراموشت مي كنم ؟ ... قبول نيست
اين بار تو چشم بگذار ، فقط تا صد بشمار ، آهسته آهسته
راستي ، من بازي را خوب نمي دانم
خودم را بايد پنهان كنم يا گذشته را ؟
تو را فراموش كنم يا خاطره را ؟
قبول نيست ....
----------------------------------------
عاشقت بودم ... يادت هست ؟ گفتم دوستت دارم ، يادت هست ؟ ...
-----------------------------------------
اولين بارم نيست كه آروم گريه مي كنم ، اما اولين باريه كه گريه آرومم نمي كنه ...
----------------------------------------
كجاي لحظه هايم آمدنت را آرزو كنم ؟ كه دچار شدم به واهمه ي ديدارت ...
تپش دلِ تنگم ! دير است براي آمدن ... من نگاهم را عادت داده ام ، به خالي بودنت ، به نبودنت ...
من حراج كرده ام ، انتظار پر گلايه ام را ... دير است براي آمدن ...
بغض نبودنت ، با اولين باران بهاري باريد . و سيل خاطرات ، برد تمام آرامشم را ؛ دير است براي آمدن ، اصلاً نيا ... !
ديگر جايي نداري در اين ماتم كده ؛ به هواي كدام دل مي خواهي بيايي ؟ دلي ندارم براي باختن ؛
به اشتياق كدام آغوش مي خواهي بيايي ؟ آغوشم در عطش به تو رسيدن مرد ...
به ذوق كدام بوسه مي خواهي بيايي ؟ كه لب هاي خشكيده ام شوق بوسيدن ندارد ...
دير است براي آمدن ... خيلي دير ...
----------------------------------------
همان ناشناسي كه دلم را با او آشنا مي يافتم ، نگذاشت تا با اين آشناها كه دلم با آنها بيگانگي مي كرد ، بمانم ... !!!
----------------------------------------
ليلي بي مجنون ... ليلي از مجنون بريده ... !
چه شد كه به اينجا رسيديم ؟ ...
سكوتت آزارم مي دهد . با من حرف بزن . چرا دست هاي ما از هم جدا شد ؟ من و تو قرار بود تا آخرش بمانيم . آخر عشق من و تو اين برهوت پر خاطرست ؟ ...
اين انصاف نيست ، به خدا انصاف نيست ، چرا ساكتي ؟ اين بود حق دلي كه فدايت كردم ؟ ... اين جدايي ؟ ...
----------------------------------------
ساده ميگم عزيزم دل بريدن ساده نيست
چشماي مهربونت را نديدن ساده نيست
----------------------------------------
آخه خداي من !
با تمام كارايي كه باهام كرد حتي يه لحظه هم دلت برام نسوخت ؟!!...
----------------------------------------
لعنتي !! تو خواب هم اشكم و درمياري ؟؟!!
----------------------------------------
بي تو رنج سكوت لبان خاطره مي دوزد . چشمانم ، چشمه اي پرتلاطم ، و دستانم ، سست چون بيد مجنوني به رقص مي لرزد . آه اي صداي تو بي نهايت ادراك ! منِ تنها ، عاشقت شده بودم ...
----------------------------------------
هنوز خسته ام ... هنوز عاشقم ، هنوزم دوست دارم با تو بميرم ، نميدونم چرا ؟ تو كي هستي مگه ؟ ....
----------------------------------------
هيچ كس از جنس ما نيست ، اين چنين كه هستم ، كه بودي ، كه هستي ، كه بودم ... نمي گويم صميمي ، نمي گويم خوب ، نمي گويم پاك ، نمي گويم ... اما به آسمان سوگند ، به وسعت تنهاييم ، با همه ي وجود ، و با هرچه عشق و عشق ، دوستت دارم ...
----------------------------------------
آن روز كه رفتنت را باور كردم ، با خود عهد بي تو بودن را بستم !
اما هرگز نتوانستم ، تو با من بودي و من گريزان از تو ... گسستن را نياموخته ام هرگز ...
----------------------------------------
برچسب:
نویسنده: دانلودی
تاريخ: پنجشنبه
30 ارديبهشت
1395 ساعت: 4:45