خرید بک لینک

Maral

*
کاربر سایت
وضعیت : آنلاین
ارسالها: 31
تاریخ عضویت: 01 May 2016

اعتبار: 12
دلنوشته من
حالت من
گوشی من
سپاس های من

سپاس کرده: 0
28 بار سپاس شده در 22 ارسال


آهنگ پست من

ارسال: #1
داستانی زیبا در مورد موفقیت

در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت . نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."

پاسخ با نقل قول

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:11

صفحه بندی